دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

29

تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )

تركمانان اسماعيل مقام صاحب الزمان را پيدا كرده بود . ظاهر جسمى اسماعيل هم در موقع ورود به مجامع عمومى تأثيرى درخور داشته است . شاهدان عينى ، او را چنين توصيف كرده‌اند : داراى شكوه شاهانه و اعيانى و خصوصيات چشمگير و تأثيرگذار ، چهره‌اى سفيد و موئى مايل به رنگ سرخ . حتى اگر امروزه شوروشوقى كه ايرانيان نسبتا سيه‌چرده به جوانى موبور نشان مىدهند در نظر گرفته شود ، پيداست كه در آن روزگار جوانى با اين خصوصيات آن هم در رأس طريقتى كه افسانه‌هايى هم راجع بدان بر سر زبانها بود ، چه جذبه مذهبى مىتوانست پديد آورد . ذرّيه اسماعيل كه از شيوخ اردبيل بود ، ظاهر شخصى وى ، عقايد مذهبى و حس پيام‌رسانى او كاملا با انتظارات مظلومان و ستمبرانى كه در رؤياهاى روزانه‌شان او را پرورانده بودند ، دمساز و مطابق بود . جوانى و صباوت اسماعيل كه در اذهان عقل‌گراى روزگار ما جز ظن و ترديد چيزى برنمىانگيزد ، در پيشبرد اهداف وى بسيار مؤثر بود . تأثير و نفوذ عظيم طريقت اردبيل ، دعوت و مجاهدتهاى نظامى پدر او حيدر و علىالخصوص جد او جنيد در ميان تركمانان ، حال ، باروبرى بايسته مىداد . پيشتر همراه اسماعيل گروهى از جنگاوران و ياران تركمان از لاهيجان حركت كرده بودند و افرادى ديگر از اين قبايل هم در موقع نخستين قشلاق اسماعيل در ارجوان در ساحل درياى خزر به دو پيوسته بودند . در لشكركشى اسماعيل به ارزنجان در شرق آناتولى كه در منتصف شعبان 905 / مارس 1500 روى داد ، هدف و انگيزه تقويت قواى نظامى نيز بود . تا آنجا كه بالاخره لشكر او به 7000 نفر بالغ شد و امكان جهاد و غزا را فراهم ساخت . سپاه غازى بار ديگر بر شروان راند . دراين‌زمان ، جمادى الاول سال 906 / دسامبر 1500 بود و سپاه اسماعيل براى نخستين‌بار در روستاى جبانى در نزديكى شروان پايتخت شماخى با شروانشاه يعنى همان فرخ يسارى كه دوازده سال قبل پدر اسماعيل را درهم شكسته بود ، روبرو شد . در آن هنگام شروانشاه از طرف آق‌قويونلوها يارى شده بود ؛ ولى در اين زمان بىياروياور بود . به‌رغم تعداد بيشمار سپاهيان ، شكست خورد و به قتل رسيد . بدين‌ترتيب اسماعيل نه‌تنها انتقام پدر و جدش را از شروانشاه كشيد ، بلكه سرزمينى را فتح كرد كه شروانشاهان براى مدتهاى مديدى ، گرچه تحت قيمومتهاى گوناگون ، در آن استقلال داشتند . اسماعيل مسلما نمىتوانست مدعى تصرف بىچون‌وچراى اين سرزمين شود ، چون چند نفر از فرزندان فرخ‌يسار فرار كرده بودند و بعدها تا سال 945 / 1538 تحت قيمومت صفويان شروانشاه اين مناطق بودند . اسماعيل در بهار سال 906 / 1501 قشلاق خود در محمودآباد را ترك گفت تا انقياد شروان را كامل كند . ضمنا خبر رسيد كه الوند ، سلطان آق‌قويونلو كه همچون خود او از نوادگان